مناجات شب قدری و ذکر مصائب شب نوزدهم رمضان و شهادت حضرت علی علیهالسلام
شهر را تا خبر لطف کـریمان برداشت همۀ مـیـکـده را دیـدۀ گـریـان بـرداشت گریه کردیم و خدا بر سر ما دست کشید باری از شانۀ هر عبدِ پریشان برداشت تا که گـفتیم ببخـشید، دلش زود شکست نام مارا خودش از دفتر خسران برداشت غصه خوردیم ولی غصه و غمها را بُرد گفت: باید که غم از سینۀ مهمان برداشت! پـارسـال آمـده بـودم که دگـر تـوبه کـنم باغ اعـمـال مرا آتـش شیـطان برداشت بعد یک عـمـر به این خـانه پناه آوردیم گرد و خاک از تَن ما با لب خندان برداشت کار ما خورد به یک مانع بسیار بزرگ تا که یک مرتبه گفتیم علی جان! برداشت دسـت در دسـت یـد الـلـهـی مـولا دادیـم پای ما را علی از خار مغیلان برداشت من شبِ قـدر فـقـط کـربـبـلا میخـواهم باید از کـربـبلا توشه فـراوان بـرداشت من حسینی شدهام چون که خودش خواسته است کام ما را پدر از تـربتِ جانان برداشت علی امشب به سر سفـرۀ دختر رفت و طبق معمول عوضِ شیر و نمک، نان برداشت امشب از فاطمه خیلی به عزیزانش گفت هرچه برداشت قدم، فاطمهگویان برداشت آخـرین لـقـمـۀ نان را به یـتـیـمـانش داد کـوفـه را زمـزمۀ آهِ یـتـیـمـان بـرداشت امشب ای کوفه! علی پیش شما مهمان است صبح فردا وسط خونِ خودش غلتان است |